در خرداد ماه ۱۴۰۴، پس از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، باز هم متولیان امنیت کشور سادهترین راه را برای افزایش امنیت برگزیدند: محدودسازی هرچه بیشتر اینترنت و تشدید فیلترینگ!
طبق معمول، مقصر دانستن ابزارهای خارجی مثل واتساپ و گوگل، بسیار آسانتر از طراحی و پیادهسازی سامانههای امنیتی کارآمد در سطوح بالا بود. این راه نه نیازی به تکنولوژی پیچیده داشت، نه مقابله با جاسوسان حرفهای و نه پذیرش مسئولیت.
جرقه اصلی فیلترینگ گوگل، انتشار چند تبلیغ بنری عجیب در شبکه نمایش گوگل بود؛ تبلیغاتی که ظاهراً با هدف جذب نیرو برای موساد طراحی شده بودند. مسئولان فضای مجازی کشور بیدرنگ، گوگل را به همکاری مستقیم با دشمن متهم کردند. این در حالی است که به احتمال زیاد این تبلیغات با دور زدن قوانین گوگل و برای فریب سیستم تبلیغاتی آن منتشر شدهاند و اکانتهای مربوطه نیز پس از شناسایی توسط خود گوگل مسدود شدهاند. اما سیاستگذاران، بدون بررسی دقیق، کل شبکه تبلیغاتی گوگل را در لیست فیلترینگ قرار دادند.

از ردیابی هوشمند تا سانسور بیرویه
نکته مهم اینجاست: حتی اگر موساد واقعاً از پلتفرم تبلیغاتی گوگل برای جذب نیرو استفاده کرده باشد، این به معنای «همدستی گوگل» نیست، بلکه فرصتی نادر برای شناسایی مخاطبان چنین محتوایی است. مؤثرترین راه برای مقابله با تهدید، نه سانسور کورکورانه، بلکه ردیابی هوشمندانه آن است. کسانی که روی این نوع تبلیغات کلیک میکنند، میتوانند شناسایی شوند و حتی در شرایطی به عنوان منابع اطلاعاتی دوجانبه مورد استفاده قرار گیرند.
اما تصمیمی که گرفته شد، کاملاً در مسیری دیگر بود. نه تنها شبکه بنری گوگل مسدود شد، بلکه دسترسی به تمام خدمات Google Ads نیز قطع شد.
نتیجه؟ کاربران ایرانی، حتی با استفاده از اینترنت بدون فیلترشکن، دیگر نمیتوانند روی تبلیغات کلیک کنند.
این سیاست چه آسیبهایی به دنبال دارد؟
- کسبوکارهای کوچک و متوسط خدماتی مانند باربریها، لولهکشها، امداد خودروها، کلینیکهای پزشکی و صدها صنف دیگر، دیگر قادر نیستند در لحظه نیاز مخاطب، خود را به او معرفی کنند. این یعنی فیلترینگ کور که معیشت و دسترسی مردم به خدمات ضروری را قربانی کرده است.
- در روزهایی که اقتصاد کشور در وخیمترین وضعیت خود به سر میبرد، این فیلترینگ شرایط کار و کسب را برای ایرانیان دشوارتر کرده است.
- واقعیت این است که بستن اینترنت و شبکههای اجتماعی نه دشمن را ناتوان میکند و نه امنیت میآورد. تنها نتیجهاش، خاموش کردن صدای داخلیِ مخالف جنگ و باز گذاشتن میدان برای رسانههای برانداز و جنگطلب است که از طریق ماهواره و VPN به طور کامل به مخاطب دسترسی دارند. در عمل، با خاموش کردن صدای مردم عادی، صدای افراطگرایان و آشوبطلبان بلندتر شنیده میشود.
زمانی که در همان روزهای آغازین جنگ، اخباری از نفوذ موساد در ردههای تصمیمگیر کشور منتشر شد و در کنار آن، تصمیمات غیرمنطقی برای محدودسازی اینترنت و از بین بردن فضای کسبوکار داخلی صورت گرفت، این سؤال به درستی در ذهن بسیاری شکل گرفت:
آیا این تصمیمها از روی ناآگاهی و بیتدبیری گرفته شدهاند یا برخی تصمیمگیران ناآگاهانه یا حتی عامدانه در حال اجرای خواست دشمن هستند؟!





2 پاسخ
واقعا وضعیت بدی هست و روی کسب و کار من خیلی اثر منفی گذاشته
بله، این وضعیت برای بسیاری از کسبوکارها پیش اومده و ما هم کاهش ایمپرشن و کلیک رو در کمپینهای برخی مشتریهامون مشاهده کردیم. البته با استفاده از روشها و راهکارهای مختلف سعی میکنیم از همین شرایط هم بیشترین بهرهبرداری ممکن رو در گوگل ادز داشته باشیم